طراحی این ایستگاه آتش نشانی به صورت مینیمال و با طیف رنگ قرمز توسط
دفتر معماری ایتالیایی Pedevilla صورت گرفته است. این ایستگاه در شهر
Vierschach در South Tyrol ایتالیا و در نزدیکی مرز اتریش واقع است.
این ساختمان که به طرز عجیبی ساده و زیبا طراحی شده است، در کنار جاده
اصلی قرار دارد. اگرچه در طراحی این اثر سادگی و دور شدن از جزئیات در
اولویت قرار گرفته است، اما تجربه اصلی در خود اثر اتفاق می افتد. استفاده
از یک بتن سبک وزن به اسم LiaPor در پوسته خارجی، پارامترهای سازنده و
استاتیک را به چالش می کشد و در عین حال با معادلات و الزامات عایق به خوبی
دست و پنجه نرم می کند.
در حالی که یک سمت ایستگاه روبروی روستا قرارداد و شامل تمام فضاهای
موتورها و ماشین های آتشنشانی است، سمت دیگر نقش اصلی را در ساختمان بازی
می کند؛ یک سالن بزرگ همراه با پنل هایی از چوب کاج. پله های خارجی اتصال
بین دو طبقه را بر عهده دارند.
رنگ قرمز بر اصالت ایستگاه آتشنشانی تاکید دارد و تمامی سطوح با بتن رنگی شخصیت یک پارچه اثر را نشان میدهد.
استفاده از بتن پیش ساخته سرعت ساخت اثر را افزایش داده و بی نظمی در
بتن جذابیت بیشتری به آن بخشیده است. این بتن خاص با اینکه سبک وزن است،
اما با چگالی بالا عرضه میشود لذا در برابر آب و یخ زدگی مقاوم است. در
واقع استفاده درست از متریال نه تنها هزینه مالی و زمانی را کاهش داده است
بلکه منجر به دوام بالا و کاهش هزینه های تعمیرات و نگهداری آن شده است.
یازدهمین دوره مسابقه معماری میرمیران با موضوع معماری پاسخگو
معماری پاسخگو شامل تمامی اصول و مبادی معماری است که توانایی فراهم
آوردن پاسخی هوشمندانه به نیازهای کاربران را داشته باشد. فلسفه اصلی
فناوری ساختمان های پاسخگو که بر اساس محوریت بخشیدن به نیازهای استفاده
کنندگان پایه ریزی شده است، بر این اساس شکل گرفته که به درخواست های امروز
و آینده پاسخی ساده و مناسب دهد. ضرورت بهره گرفتن از آخرین فناوری ها و
نیز روش های پیشرفتۀ ساخت و نتایج حاصل از آن مانند توانایی تولید انرژی
درون بنا از ویژگی های شاخص این معماری هستند. در این روش، از تکنولوژی های
نوین در زمینۀ مهندسی ساختمان، هوشمند نمودن ساختمان ها، بهینه ساختن مصرف
انرژی و تولید انرژی های پاک با استانداردهای کیفی بالا استفاده می شود.
بازخورد این موضوع در معماری امروز، شکل گرفتن یک « معماری پاسخگو » است که
همخوان با نیازهای اساسی و عالی انسان و در راستای الگوهای رفتاری و بهبود
کیفیت های فضایی مورد نیاز او باشد؛ معماری که در برگیرندۀ فرهنگ،
اعتقادات و الگوهای رفتاری است. از این رو مسابقه معماری میرمیران در پی
پاسخ به این پرسش است که ساختمان های امروزی با توجه به مفاهیم بنیادی، فرم
ها و الگوهای اصیل و تجربه های غنی معماری و شهرسازی کهن این سرزمین به چه
صورت طراحی و سازماندهی شوند تا بتوان علاوه بر بهره مندی از مزایای
تکنولوژی و فناوری اطلاعات که جزئی جداناشدنی از هر جامعه ای در زمان کنونی
است، این پدیده را تحت کنترل درآورد و ضمن جاری ساختن ساختارهای زندگی
انسان در قالب یک فضا، معماری بیافریند که توانایی فراهم آوردن پاسخی
هوشمندانه به همۀ نیازهای درونی و برونی مخاطب خود را داشته باشد و ضمن
هماهنگ شدن با فناوری های روز، به درخواست های امروز و آینده انسان پاسخ
دهد. بنیاد معماری میرمیران با همکاری دانشگاه پارس و کرسی یونسکو در
معماری ( UNESCO Chair in Architecture ) از کلیه معماران، طراحان،
دانشجویان معماری و اندیشمندان که به موضوع این مسابقه علاقه مند می باشند،
دعوت می نماید تا در این رقابت علمی و تخصصی که مبتنی بر اندیشه ای پویا
در خصوص یک « معماری پاسخگو » است، شرکت نمایند.
هیئت داوران:
اسامی هیئت داوران این مسابقه بر اساس حروف الفبا:
آیدین آغداشلو
دکتر ایرج اعتصام (رئیس هیئت داوران)
دکتر داراب دیبا
مهندس فرشاد فرهی
مهندس سید علیرضا قهاری
پروفسور محمود گلابچی
مهندس حمید میرمیران
جوایز:
نفر اول: ۶۰۰۰۰۰۰۰ ریال
نفر دوم: ۳۰۰۰۰۰۰۰ ریال
نفر سوم: ۱۵۰۰۰۰۰۰ ریال
ضمناً علاوه بر نفرات اول تا سوم، به ۱۰ منتخب دیگر نیز، لوح تقدیر اهداء خواهد شد.
زمان تحویل و داوری طرح ها:
آخرین مهلت تحویل طرح ها به دبیرخانه: حداکثر تا ساعت ۱۶ روز یکشنبه ۹۵/۱۱/۲۴
زمان داوری طرح ها: شنبه و یکشنبه، ۷ و ۸ اسفند ۹۵
نتایج داوری و اهداء جوایز: یکشنبه ۳ اردیبهشت ماه ۹۶ (مقارن با روز معمار در خانه هنرمندان اعلام می گردد.)
واژه فرهنگ به معنی مجموعه ای به هم پیوسته از دانش ها، آگاهی ها، تجربه
ها، باورها، ارزش ها، هنجارها، ایستارها و مهارت های لازم و ضروری برای
زندگی اعضای جامعه است. بدون فرهنگ امکان ادامه زیست جامعه بشری وجود
نخواهد داشت. با نگاهی ساختارمند به جوامع بشری و با توجه به تفاوت ها می
توان تعریف دیگری از فرهنگ به دست آورد که فرهنگ مجموعه کامل ممیزهای روحی،
مادی، فکری و عاطفی است که یک جامعه یا گروه اجتماعی را مشخص می کند و نه
تنها شامل هنرها بلکه شامل اشکال زندگی، حقوق اساسی انسانی، نظام های ارزش،
سنت ها و اعتقاد ها نیز می شوند. هنر و شیوهی زندگی که در طی تجربهی
تاریخی اقوام شکل میگیرد و قابل انتقال به نسلهای بعدی است. با توجه به
این تعاریف ایجاد فضایی که بتوانیم در آن همه ی مفاهیم فرهنگ را، در زبان
معماری و در فرم به صورت نقطه، خط، صفحه، حجم تجلی دهیم کاری بس خلاقانه
است.
انواع فضاهای فرهنگی مانند موزه ها، سینماها، نمایشگاه ها،
کتابخانه ها، فرهنگسراها، سراهای محله، مرکز محله و… هر یک از این فضاها
به گونه ای نقش بسزایی در فرهنگ جامعه ایفا میکنند لذا نه تنها به عنوان یک
فضا معماری بلکه باید به عنوان یک نماد شهری نیز در نظر گرفته شوند.
در ادامه به توضیح استانداردها و ضوابط طراحی برخی از مکان های فرهنگی اشاره می کنیم.
استانداردها و ضوابط طراحی سینما:
سالن
انتظار سینما: حداقل میزان سطح اشتغال سالن انتظار سینما به ازای هر نفر
۳۵/۰ متر مربع و حداقل حجم سرانه سالنهای سینما ۵/۱ متر مربع میباشد.
تعداد صندلیهای سالن به ازای هر ۱۰۰ نفر، ۱۰ صندلی میباشد. در صورت داشتن
اختلاف سطح سالن با بیرون حداکثر شیب راهرو ورودی ۸ درصد و عرض آن حداقل۲/۱
متر باشد. حداقل عرض ورودی سالن انتظار به ازای هر ۱۰۰ نفر ۵۶ سانتیمتر
میباشد.
گیشه بلیط فروشی: گیشه در سینما باید در مکانی باشد که دید
کافی بر فضای خارج سینما داشته باشد و در جایی باشد که صف مربوط به آن
فراهم گردد، همچنین مانع ورود و خروج مردم از سینما نباشد. در گیشه، بهتر
است به درون سالن انتظار باز گردد ولی این در طوری نباشد که با باز شدن آن
درون گیشه مشخص گردد و سطح آن به ازای هر نفر حداقل ۳ متر مربع میباشد.
راهروهای
سالن نمایش: اینگونه در نظر میگیریم که از تعداد جمعیت هر ردیف که در دو
طرف آن راهرو میباشد ۶۰ درصد آن از هر راهرو تخلیه میگردند. حداکثر شیب
مجاز در راهروهای سالن نمایش ۸ درصد میباشد و اگر شیب بیشتر باشد باید از
پله در راهرو استفاده گردد. پلهها و یا نقطه شروع شیب راهروهای سالن نمایش
برای آگاهی تماشاگران باید با چراغ مخصوص روشن گردند.
ورودیها و
خروجیهای سالن نمایش سینما: ورودیها و خروجیهای سالن نمایش سینما باید
به گونهای باشند که در معرض دید باشند و از ورود سروصدا به داخل و خارج
سالن جلوگیری کنند. حداقل تعداد در خروجی سالن نمایش ۲ عدد میباشد و فقط
در موارد خاص مانند گنجایش سالن کمتر از ۱۰۰ میتواند ۱ عدد باشد.
اتاق
پروژکتور و ملحقات آن: اتاق پروژکتور شامل حداقل ۲ عدد پروژکتور به ابعاد
۱۰۰×۶۰ سانتیمتر، میزهای برگردان و بازبینی فیلم به ابعاد ۸۰×۱۲۰
سانتیمتر واتاق تقویتکنندههای صدا میباشد.
استانداردها و ضوابط طراحی فرهنگسرا
بخش
های مختلف فرهنگسرا شامل: لابی اصلی و زیر مجموعه های آن، فضای انتظار و
نشیمن، فروش اغذیه، محل نگهداری کودکان، عناصر خدمات عمومی مانند باجه های
تلفن و اینترنت، عناصر دسترسی عمودی مانند رمپ، پله و آسانسور، غرفه های
فروش محصولات فرهنگی و هنری، سایت اداری شامل: اتاق کنفرانس، اتاق ریاست،
دفاتر کار، بایگانی، آبدارخانه، سرویس های بهداشتی، محل انتظار ارباب رجوع و
منشی، آمفی تاتر و سینما، کتابخانه، گالری نمایش آثار هنری، کلاس های و
آتلیه های آموزشی، رستوران یا کافی شاپ.
آشنایی با طراحی موزه ها و گالریهای آثار هنری
موزه
ها و گالری های آثار هنری کاربرد های مشابهی داشته و مثل انواع مختلف
ساختمانها دارای ویژگی های یکسان فراوانی هستند. بطور کلی مهمترین وظایف
موزه ها و گالری آثار هنری، جمع آوری، ثبت، حفاظت، تحقیق، توضیح و نمایش
برخی مدارک مهم است. به همین دلیل افراد زیادی با مهارت های مختلف مورد
نیاز می باشد. به هرحال، نه تنها بین موزه و گالری آثار هنری تفاوتهایی
وجود دارد بلکه بین انواع مختلفی از موزه ها و گالری ها اختلافاتی دیده می
شود. برخی از سازمانها مثل سازمان میراث فرهنگی، تفریحی و بعضی موسسات
فرهنگی نیز جزو موزه ها محسوب میشوند.
برای نمایش آثار هنری و اشیاء
با اهمیت از نظر علمی و فرهنگی، سازمان باید از آنها در برابر آسیب، خطر
سرقت، رطوبت، خشکی نور خورشید و گرد و غبار مراقبت کرده و آنها را در
بهترین نور و نما، نشان دهد. این امر زمانی حاصل می شود که مجموعه به دو
بخش “اشیاء تحت مطاله و بررسی و “اشیاء نمایشی” تقسیم می شود.
نمایشگاه
ها باید به نحوی برگزار شوند که عموم مردم بتوانند آثار را بدون هیچ مشکلی
تماشا کنند. این امر نیازمند یکسری برنامه ی به دقت تعیین شده و گسترش
یافته در فضاهایی با شکل مناسب و تزئین منطقی و جذاب بویژه در موزه ها است.
در
گالری ها هر گروه از تصاویر باید در یک اتاق جداگانه قرار گیرد و هر تصویر
باید روی یک دیوار مجزا باشد یعنی در هر گالری باید چند اتاق کوچک وجود
داشته باشد. این شیوه نسبت به فضاهای بزرگ که برای تصاویر بزرگ بکار می
روند فضای بیشتری رانسبت به مساحت زیر بنا را بدست می دهد.
زاویه ی
دید انسان از ۲۷ درجه بالاتر از سطح بنایی آغاز می شود .برای یک فرد بیننده
در حالت ایستاده ، این بدان معناست که تصاویر نور پردازی شده باید ۱۰ متر
دورتر از فرد و بخش فوقانی آنها بیشتر از ۴٫۹۰ متر بالاتر از سطح چشم وسطح
پایین آن ها تقریباً بیش از ۷۰ سانتی متر از چشم نباشد بهترین شرایط آویزان
کردن تصاویر کوچکتر ، از نقطه ی ثابت (سطح افق در تصویر ) روی سطح چشم است
.در نظر گرفتن مساحت ۳٫۵ متر مربع برای آویزان کردن هر تصویر ، مساحت ۶
الی ۱۰ متر مربع از زمین برای هر مجسمه و ۱ متر مربع فضا در قفسه برای هر
۴۰۰ سکه ضروریست. مباحث نور پردازی گالری ها و موزه ها بسیار نظری بوده و
کیفیت نور پردازی هم غیر واقعی است آزمایشات انجام شده در آمریکا نشان داده
که نور استفاده شده در نور پردازی اگر به صورت طبیعی باشد حتی اگر از نوع
نور شمال هم باشد دائماً در حال تغییر می باشد به همین دلیل استفاده از نور
مصنوعی به جای استفاه از نور خورشید بیشتر رایج می باشد.
بر اساس
آزمایشات انجام شده در بوستون؛ فضای مطلوب برای تماشا کردن بین ۳۰ تا ۶۰
درجه از سمت فوقانی است که از نقطه ای در وسط کف اتاق اندازه گیری می شود .
در
گالری آثار هنری، عموماً مسیر چرخشی یکطرفه وجود ندارد و فقط بخشهای
جداگانه دیده می شود موزها و گالری ها هر کدام نیاز به اتاق های جانبی برای
بسته بندی، ارسال، بخش اداری، بخش اسلاید، کارگاه های حفاظتی و تالار
سخنرانی دارند. قصرهای غیر قابل استفاده و متروک، کاخها و صومعه ها برای
ساخت موزه مناسب هستند. این مکانها برای اشیاء تاریخی و نگهداری آنها مناسب
می باشند زیرا فضای مساعدتری را نسبت به موزه های جدید برای اینگونه اشیاء
فراهم می کنند.
امروزه ساختمان موزه ها را به عنوان مراکز فرهنگی هم
بکار می برند پس باید در مرحله ی طراحی این احتمال را هم در نظر گرفت .در
این حالت باید فضای کافی برای نمایشگاههای موقتی و دایمی، کتابخانه، اتاق
رسانه ها و تالار سخنرانی وجود داشته باشد.
ضمناً باید فضای خاصی برای استراحت، خوردن و آشامیدن، حمل و نقل و انبار، نگهداری از اشیاء، گارگاهها و بخش های اداری تخصیص داد.
استانداردها و ضوابط طراحی آمفی تئاتر
ساختار
عمومی فضاهای نمایشی باید بر اساس سلسله مراتبی از فضاهای عمومی (مانند
کارگاههای تولید نمایش و فضای کارمندان) استوار گردد و نحوه دسترسی به
مجموعه فضای نمایشی و تردد در فضاهای داخلی آن با توجه به حریم محدوده
فضایی بخشهای مختلف آن انجام گیرد. ساختار فضایی اینگونه ساختمانها را با
توجه به اصول هدایت کننده فوق میتوان به دو عرصه بیرونی و درونی تقسیم
نمود:
الف) عرصه بیرونی فضای نمایشی: این عرصه به طور کلی در ارتباط
مستقیم با تماشاگران است ب)عرصه درونی فضای نمایشی: این عرصه شامل کلیه
فضاهایی است که مربوط به امور نمایشی و اداری میشوند و از این رو با
کارکنان و بازیگران ارتباط مستقیم دارند.
شکل و انواع مختلف صحنه نمایش
الف–تئاترهای دارای صحنه ایوانی که اینگونه تئاترها امکان نمایش فیلم را نیز دارند.
ب-تئاترهای
دارای صحنه میدانی که صحنه از هر سو با تماشاچیان احاطه شده در اینگونه
تئاترها حداکثر عمق میدان تماشاگران حداکثر ۶ تا ۷ ردیف است و در صورتی که
جایگاه در یک سطح باشد. حداکثر تماشاگر از ۳۰۰ الی ۴۰۰ نفر بیشتر نخواهد
بود.
ج – تئاترهای دارای صحنه هلالی یا صحنه آزاد جلو آمده. در این
تئاترها صحنه به قلب جایگاه تماشاگران کشیده شده و ورودیها معمولا در پشت
صحنه و یا در داخل جایگاه تماشاگران قرار دارند.
د- نوع دیگر از
تئاتر که ترکیبی از موارد بالاست در دوران معاصر مورد توجه طراحان بوده
است. این نوع تئاتر با برخورداری از یک صحنه انعطافپذیر برای تبدیل به
شکلهای مختلف از خصوصیتی مستقل برخوردار است. صحنه در اینگونه تئاترها
میتواند با جابجایی صندلیها و قسمتهایی از کف به صورت ایوانی – میدانی و
هلالی ظاهر شود به اینگونه صحنهها چندشکلی میگویند.
شیب سالن نمایش
: میزان شیب در طبقه همکف جایگاه برای حفظ امنیت تماشاگران و سهولت رفت و
آمد افراد معللو که با صندلی چرخدار حرکت میکنند، حداکثر ۱۰% است و
شیبهای بیشتر بصورت پلهای باید طراحی شوند که حداکثر آن ۳۵% است.
اتاق
رختکن (تنفس بازیگران) : این اتاق محل استراحت، رختکن و گریم بازیگران
میباشد. در فضاهای نمایش کوچک یک اتاق ۲۰ متر مربعی برای این منظور کافی
است ولی در فضاهای نمایش بزرگتر یک سالن غذاخوری یا آشپزخانه و محل استراحت
جداگانهای نیاز است.از این مکان یک اتاق پرو لباس، سرویس بهداشتی و آینه
قدی,کمدوسایل, و میز گریم برای گریم بازیگران قرار دارد.
نورپردازی
صحنه : معمولا تحت زاویهای بین ۵۵ درجه تا ۴۰ درجه است. بطوریکه تمام صحنه
را از جلو تا عقب آن توسط یکی از عناصر نورانی و یا سایر آنها، پوشش داده
شود. با افزایش ارتفاع منابع نور میتوان دامنه پوشش آنها را نیز افزایش
داد.
اکوستیک : اکوستیک در هر فضای نمایشی قادر است تا انواع برنامههای نمایشی را تحت تاثیر قرار دهد.
ایمنی
از حریق : بروز نمایش در فضاهای نمایشی و خسارات و تلفات ناشی از آن اغلب
از عدم دقت در انتخاب و ساخت مواد بکار رفته در ساختمان و تجهیزات آن و
رعایت سایر پیشبینیهای لازم برای جلوگیری از توسعه آتش و بخصوص ایجاد دود
میباشد. به طور کلی باید در اسکلت ساختمان حداقل دو ساعت در مقابل آتش
مقاومت داشته باشد و از مواد قابل اشتعال در ساخت دکورها و برای پوشاندن
دیوارها و سقف استفاده نشود و مواد جاذب صدا و سایر تجهیزات اکوستیکی نیز
تا حد مطلوبی در مقابل آتش مقاومت داشته باشد.
استانداردها و ضوابط طراحی کتابخانه
انواع
کتابخانه ها در یک جامعه متنوع است. مثلاً کتابخانه های دانشگاهی، برای
اهداف آموزشی و تحقیقی، آثار علمی را جمع آوری و ذخیره می کنند و معمولاً
استفاده از آنها برای عموم آزاد است. کتابخانه های عمومی، امکان انتخاب
وسیع آثار علمی عمومی تر و دیگر وسایل اطلاع رسانی و نیز تا حد امکان
استفاده از کتابهای روی قفسه های باز را برای افراد فراهم می کنند. مثلاً
کتابخانه های ملی، احتمالاً مجموعه ای از اسناد ادبی و تاریخی یک کشور و یا
منطقه (نسخه های امانی) را در خود جای می دهند و استفاده از آنها برای
افراد عمومی آزاد است. این در حالی است که افراد خاص و اندکی، به کتابخانه
های تخصصی حاوی مجموعه نوشته¬ها و اطلاعات درباره ی موضوعات تخصصی محدود
دسترسی دارند.
در کتابخانه های دانشگاهی، اتاقی برای کتب مرجع فراهم
می شوند. همچنین امکان دارد، در تالارهای مطالعه، پیشخوانهایی برای امانت
گرفتن از قفسه های بسته و یا دسترسی آزاد به قفسه های باز مجلات، کتب و
منابع آموزشی که جداگانه ارائه می شوند وجود داشته باشد. بجز کتابها و
مجلات، تقریباً همه نوع ابراز اطلاع رسانی گرد آوری شده، برای استفاده در
دسترس قرار می گیرند. تعداد مکانهای مطالعه به تعداد دانشجویان هر رشته
بستگی دارد. اطلاعات بر حسب موضوع و با نظم خاصی مرتب می شوند. خدمات ارائه
شده شامل امانت گرفتن و استفاده از کتاب در داخل کتابخانه فتوکپی مطالعه و
چاپ میکروفرمها (میکروفیلم و میکروفیش ) است. همچنین، انجام تحقیقات علمی و
عملی با استفاده از پایگاه داده های ذخیره ای بر روی CD–ROM امکان پذیر می
باشد.
کتابخانه های عمومی، آثار علمی عمومی و دیگر ابزار اطلاع
رسانی را عرضه می کنند که به طور مستقیم در قفسه های باز در دسترس هستند.
وجود مجموعه های منظم و جستجوی موضوعی کتب به صورت چاپی و سایر امکانات،
محدود به کتابخانه های عمومی بزرگتر می باشند. کتابخانه های عمومی هیچگونه
وظایف آکادمیک یا اهداف بایگانی هم در آنها وجود ندارد. چنین کتابخانه هایی
به راحتی در دسترس عموم بوده و توسط کودکان، نوجوانان و بزرگسالان استفاده
می-شوند. سطح علمی و انتخاب کتابها و ارائه خدمات در کتابخانه های عمومی
مطابق با نیازهای مراجعین است. کتابخانه به عنوان یک مرکز برقراری ارتباط
برای تمام گروههای جامعه بوده و علاوه بر استفاده از روشهای نسبی فراهم
کردن کتاب، می تواند دارای بخشهای مطالعه ی مروری، بخش پرسشها و پیشنهادات
شهروندان، یک غذاخوری امکانات گوش دادن به موسیقی، اتاقهای تفریحی و جلسات و
صندلیهای مطالعه برای گروهها و افراد دیگر باشد.
برای طراحی هر یک
از فضاها شناخت نیاز ها، هدف از طراحی، عملکرد صحیح و کاربردی است که می
تواند نوع فضاها را تعیین کند و استانداردها را به وجود آورد.
با شناخت کامل از مفهوم عملکرد و ارتباط آن با فضای معماری و همچنین
بررسی چند نمونه عملکردی بنا در سبکهای مختلف معماری به درک درستی از واژه
(معماری عملکرد گرا) و اهمیت آن، در تمامی اصول طراحی از فرم تا دیاگرام
های دسترسی میرسیم.
واژه عملکرد گرایی به معنی ۱. رفتار موجود زنده
در برابر تکلیفی خاص ۲. فعالیت یا مجموعه پاسخ هایی که به نتیجۀ مؤثر
در محیط منجر شود، به کار میرود. در دنیای معماری نیز واژهی عملکرد نتیجه
موثری بر طراحی ابتدایی، چیدمان فضایی، فرم، زیبا شناختی، هزینههای
اقتصادی نیز دارد. اما آنچه لازم به تامل است این حقیقت است که عملکرد نه
خود مفهومی مستقل و موثر که مفهومی وابسته است و چیستی آن از چیستی مفهوم
معماری نشئت میگیرد.
عملکرد در معماری مرتبط با واژههای سودمندی،
عملی بودن، تطابق با مقصود، تطابق با ضرورت معنی پیدا میکند، مفهوم هریک
از واژهها و تبدیل آن به زبان معماری میتواند راه گشا باشد.
عملکرد
در هر یک از فضاهای معماری معنی ویژه ای پیدا میکند و با توجه به نوع فضا
متفاوت است، به طور کلی باید بدانیم طراحی هر یک از فضاها باید پاسخگو
هدف طرح باشد و به نیازها به درستی پاسخ دهد. انواع فضاهای مورد طراحی
معماری اعم از مجموعه های فرهنگی، فضاهای مسکونی، فضاهای اداری، فضاهای
تجاری، مجموعههای اقامتی و گردشگری، مجموعه های بهداشتی و درمانی، فضاهای
عمومی، مجموعه های آموزشی، مجموعه های ورزشی که هر یک به بخش های جزیی تری
تبدیل میشوند، نیازهای مخصوص به خود را دارند.
به سادگی مشهود است
که فضاهای بهداشتی و درمانی از لحاظ عملکردی و جایگذاری صحیح فضاها و
دسترسی دارای اهمیت بیشتری نسبت به فضاهای فرهنگی در نظر گرفته میشود که
همه اینها بستگی ویژهای به نوع فعالیت و نیازهای افراد استفاده کننده از
فضا دارد.
همچنین عملکرد در فضاهای مسکونی و مفهوم خانه بسیار اهمیت
دارد. دسته بندی کردن فعالیت های گوناگونی که در خانه انجام میگیرد
میتواند مفید باشد. که خود به ۲ بخش فعالیت های خصوصی و فعالیتهای شخصی یا
عمومی تقسیم میشود. همانطور شناخت وجود عرصه های مشترک ، والدین ،
فرزندان ، خویشاوندان و مهمان ، خدماتی، آسایش حرارتی و نوع پاسخ به آن در
عملکرد تاثیر میگذارد.
در فضاهای اداری نیز با توجه به فعالیت
کارکنان، مراجعه کنندگان، تعامل بین دو گروه، طراحی عملکردی مجموعه اهمیت
میابد. همچنین عملکرد بالا باعث پیشرفت و ارتقا مفید مجموعه میشود.
فضاهای
تجاری به عنوان فضاهای عمومی در نظر گرفته میشوند که عملکرد صحیح آن باعث
جلوگیری از اختلالات شهری هم میشود. که این کار تنها با پاسخ به تمامی
نیازها مانند جلب عناصر تجارت، دسترسی مشتریان، سرویس دهی، سیرکولاسیون
داخلی، فضاهای ارتباطی افقی (راهروها)، فضاهای ارتباطی عمودی(آسانسورها)،
ظرفیت کریدور: حد شرایط رفت و آمد عبارت از P/m۳/۰ است. P/m به معنی نفر بر
متر مربع می باشد. در شرایط تراکم بیشتر جمعیت، افراد همیشه قادر نیستند
با سرعت طبیعی خود راه بروند و حتی نمی توانند از افرادی که آهسته تر راه
می روند سبقت بگیرند. پیشینه تراکم جمعیت قابل قبول برای طراحی محوطه های
سیرکولاسیون مردم p/m ۴/۱ است.
مجموعه های اقامتی و گردشگری هم
بهسان دیگر فضاها باید از لحاظ عملکردی، فضایی مفرح و دلنشین را با تاکید
بر سهولت در برآوردن نیاز مصرف کنندگان لحاظ کنند.
مجموعه های آموزشی
و ورزشی علاوه بر ارتباطات فضایی کاربردی باید از لحاظ دسترسی و سرویس دهی
نسبت به فضای شهری نیز راه کارهای عملکردی صحیحی داشته باشد.
و اما
فضاهای عمومی شهری که اهمیتی دو چندان را نسبت به سایر فضا ها از لحاظ
عملکردی ایفا میکنند اگر کاربردی نباشند هیچ یک از جنبه های زیبا شناختی و
فرم آن به کار نمیآید.
حال با شناخت نیازهای هر یک از فضاها به بررسی چند نمونه از آثار مطرح از لحاظ عملکرد در تعامل با فرم میپردازیم.
حدود
۲۰ سال قبل از میلاد، ویترویوس معمار رومی چیزی را که امروز نخستین کتاب
باقی مانده در باب معماری شناخته می شود را نوشت. در این کتاب ویتروویوس
کیفیت های لازم معماری را در سه ردهٔ اصلی ایستایی، کارایی و زیبایی
تقسیم بندی کرد. این رده بندی برای قرن های زیادی بین معماران کاملاً
پذیرفته شده بود. هر کدام از این عبارت ها به اشکال گوناگون ترجمه و تفسیر
شده اند؛ معنای آنها در طول زمان تغییر کرده و اهمیت آنها به چالش کشیده
شده است. اهمیتی که با شناخت از پاسخگویی به نیاز ها مطرح میشود.
در
تمامی سبک های معماری از گذشته تا به امروز مانند معماری بیونیک، معماری
فوتوریسم، معماری پارامتریک، معماری ژاپنی، معماری های تک، معماری
دیکانستراکشن، معماری الگوریتمیک، معماری پایدار، معماری پست مدرن، معماری
مدرن، معماری کلاسیک، معماری کیهانی – غیر خطی، معماری نئوکلاسیک، معماری
باستان، معماری گوتیک، و معماری مصر باستان. معماری عملکرد گرا به گونهای
نمود پیدا میکند.
جمله (فرم تابع عملکرد) در معماری مدرن توسط سالیوان مطرح شد که توجه کلیه معماران را به عملکرد و کارایی فضا معطوف نمود.
در
زیر به بررسی دو نمونه از بناهایی میپردازیم که در کنار حفظ مفاهیم فضا
به پاسخگویی به نیاز ها پرداخته و از لحاظ فرم نیز زیبایی بصری کاملی را به
تصویر کشیده است.
ویلای میرآ اثر آلوار آلتو به عنوان یک فضای
مسکونی توانسته است، با شناخت مفهوم خانه و درک نیازهای فضایی، پاسخی
عملکردی به آن بدهند که فرد در آن فضا ضمن برطرف شدن تمامی نیاز هایش، از
لحاظ زیبا شناسی نیز بحرانی نداشته باشد.
Villa Mairea
ایده
کلی طرح اینگونه به نظر میرسد که یک تضاد مشخصی بین تولید انبوه مسکن در
مقیاس کوچک از یک طرف و ساختمان های مسکونی طراحی شده با توجه به نیازهای
فردی، از سوی دیگر وجود دارد. نتیجه یک ترکیب خیره کننده و بی سابقه ای است
که در آن از خطوط ظریف با حضور فضاهای وسیع و همچنین مفهوم اصلی خانه را
رقم زده است. در واقع طرح صفحه نمایش آلتو به عنوان یک مفهوم انتزاعی از
جنگل فنلاندی را نشان میدهد که مانند کلاژ همه آنچه که در خانه نیاز است
را یکجا به تصویر می کشد. آلتو گفت که “برای جلوگیری از الگوهای معماری
مصنوعی ما می توانیم فضاهای داخلی فوق العاده و بسیار راحت و قابل زندگی
را در حالی که سرشار از مفاهیم است را طراحی کنیم، این در کنار فرض میس ون
در روهه به عنوان چگونه فضاهای شل و باز از معماری مدرن را می توان به
بسیاری از فضاهای مختلف تبدیل کرد پیوند می خورد.
بیمارستان طراحی شده توسط شرکت بیگ در دانمارک
ایده
های بزرگ، به همراه فضای سبز و بام سبز میتواند در روند کاری هر چه بهتر
این بیمارستان به مفهوم واقعی کلمه کمک کند. استفاده از منظره برای هر یک
اتاق ها به گونهای که هر اتاق بیمار دارای یک رابطه یا به حیاط باغ مانند
داخلی و یا به جنگل های اطراف و سبز.، تشویق حداکثر رابط بین بخش ها و
ایجاد حیاط بزرگ که به بیمارستان یک حس اجتماعی میدهد. سقف سبز مسطح نیز
پاسخ به توپوگرافی طبیعی ،هر اتاق بیمار دارای یک رابطه یا به حیاط باغ
مانند داخلی و یا به جنگل های اطراف و سبز دارد. مطالعات نشان می دهد که
نور روز و فضای سبز و گیاهان می‑تواند اثر شفا در بیماران که در تمام طول
روز در تخت دراز کشیده اند دارند. و ایجاد یک انتقال آرام بین داخل و
خارج. و به جای ایجاد مسیرهای گردشی خطی، بیمارستان تا حدود یک گره مرکزی
دارد که اجازه میدهد تا دسترسی به تمام بخشها امکان پذیر شود. همه این
خطوط فکر شده در جهت سازماندهی به فضا و ایجاد عملکرد بالا در نظر گرفته
شده است.
طراحی فضاهای مذهبی طراحی فضاهای مذهبی در سراسر جهان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. فضاهایی مانند کلیسا ها، کنیسه ها، گورستان ها، قبرستان ها، امام زاده ها از بناهای مذهبی به شمار می روند و با توجه به هر دین و آیینی این فضا به گونه ای خاص شکل میگیرد و تمامی فرم معماری با توجه معنی واژه مذهب: آیین، دین، روش، سنت، شرع، شریعت، طریقه، طریقت. که چه مفهومی در آن دین مشهودتر است، باید به سادگی در فرم و فضا دید شود، توجه کرد.
از فضاهای مذهبی شکل گرفته در ایران، مساجد نقش پر رنگ تری در بستر جامعه به عنوان مرکز فرهنگی، اجتماعی ایفا میکند. (در اسلام قرآن، منشا تمام قوانین زندگی و آموزش است و نیز خاص اعلام قانون، دین و غیره است.) با توجه به اهمیت بنای مسجد به عنوان ممتازترین بنای شهری و محل اجتماع مومنین و نمازگزاران درک مبانی طراحی مساجد با ارزش ایران و سایر کشورهای اسلامی از اهم وظائف طراحان میباشد و به این دلیل نکات زیر باید مبنای کار طراحی قرار گیرد : الزامات: اجتناب از طراحی بدون منطق الگوهای تاریخی . بازخوانی تعریف مسجد به عنوان فضای عبادت و بازشناسی کارکردهای آن. رعایت اصل سادگی و پرهیز از تجملات و تزئینات اضافی. رعایت اصل وحدت نظام حجمی و عملکردی فضاهای اصلی ، جانبی و الحاقی مسجد به عنوان موضوع واحد بصورتیکه شاخص بودن مسجد از جهت منظر شهری و عملکردی غالب باشد.
محوریت فضای عبادی (شبستان) و تبعیت فضاهای جانبی و الحاقی از آن . رعایت حرمت حدود شبستان مسجد قبل در هنگام تخریب، احداث و تعمیر و مرمت. رعایت هندسه فضای شبستان بر محوریت قبله و همچنین رعایت جهت قبله در سازماندهی کلی احجام. رعایت سلسله مراتب فضاهای اصلی، جانبی و الحاقی در طراحی کلی. توصیه ها: تبادل نظر با کارشناسان مرکز رسیدگی به امور مساجد قبل از شروع طراحی. بازدید از حداقل ۵ مسجد فعال با معرفی امور مساجد جهت مطالعات میدانی و عملکرد واقعی مسجد نوآوری براساس سنت و پرهیز از نوآوریهایی که از تشخص بنا می کاهد. در نظر گرفتن تمهیدات لازم در طراحی جهت حضور بانوان براساس احکام شرعی. حتی المقدور ورودی شبستان به گونه ای طراحی گردد که ورود نمازگزاران رو به قبله باشد. رعایت توازن، تقارن و تعادل در طراحی مسجد. حتی المقدور توجه به ایجاد صحن چهار ایوانی. حتی المقدور رعایت اصل طراحی درون گرا. رعایت تناسبات هندسی عناصر معماری و آرایه های مساجد شاخص در طراحی. فضاهای اصلی : شبستان (ورودی گنبدخانه و محراب) صحن (ایوان، رواق و …) هشتی (پیش ورودی) سردر مسجد (بعنوان نماد شهری بدنه مسجد جلوخان (پیش فضا) فضاهای جانبی (فضاهایی که در ارتباط مستقیم با فضاهای اصلی (صحن و شبستان) می باشد): فرهنگی (قرائت خانه، آموزشی و …) کتابخانه خدماتی (آبدارخانه، دفتر روحانی، وضوخانه و آبریزگاه، انبار، امور خیریه، فضاهای چند منظوره، سالن های مراسم مذهبی، دفتر مسجد و هیئت امناء(منزل خادم فضای الحاقی (ترجیحاً مستقل از مسجد) : فضاهائی که دارای عملکرد مستقل بوده و نیازی به ارتباط مستقیم با فضاهای اصلی مسجد ندارند. تجاری آشپزخانه درمانگاه دفتر بسیج صندوق قرض الحسنه منزل روحانی مهمانسرا انواع مساجد در کالبد شهری ۱_مساجد محله ای : مساحت اراضی مساجد محلهای طبق مصوبه شورایعالی معماری و شهرسازی ایران حدود ۵۰۰مترمربع میباشد که بر این اساس نسبت سطح اشغال ناخالص کاربریهای مساجد محلهای در طبقه همکف به شرح زیر است: ۱_۱ شبستان همکف، ۱_۲ صحن، ۱_۳ پیش فضا، ۱_۴ کفشداری و ورودی شبستان، ۱_۵ فرادی خوانی، ۱_۶دفتر مسجد و اتاق روحانی، ۱_۷ سرویسهای بهداشتی، ۱_۸ محل زندگی خادم، ۱_۹ انبار و آبدارخانه، ۱_۱۰ کتابخانه، ۱_۱۱ فضای ارتباطی ۲_ مساجد ناحیه ای : مساحت اراضی مساجد ناحیهای طبق مصوبه شواریعالی معماری و شهرسازی ایران حدود ۱۰۰۰ مترمربع میباشد و با فرض حضور ۷۵۰نفر نمازگزار و پیش بینی استفاده از نیم طبقه برای شبستان بانوان، نسبت سطح اشغال کاربریها در طبقه همکف به شرح زیر است :
۱_۱ شبستان همکف، ۱_۲ صحن، ۱_۳ پیش فضا، ۱_۴ کفشداری و ورودی شبستان، ۱_۵ فرادی خوانی، ۱_۶دفتر مسجد و اتاق روحانی، ۱_۷ سرویسهای بهداشتی، ۱_۸ محل زندگی خادم، ۱_۹ انبار و آبدارخانه، ۱_۱۰ کتابخانه، ۱_۱۱ فضای ارتباطی، ۱_۱۲سردر ورودی و کفشداری، ۱_۱۳ اتاق بسیج ۳_مساجد منطقه ای : مساحت اراضی مساجد منطقهای حدود ۲۰۰۰تا ۴۰۰۰ مترمربع در نظر گرفته میشود و با فرض حضور ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر نمازگزار که۳/۲ آنها از شبستان همکف استفاده نمایند، نسبت سطح اشغال کاربریها در طبقه هم کف به شرح زیر است : ۱_۱ شبستان همکف، ۱_۲ صحن، ۱_۳ پیش فضا، ۱_۴ کفشداری و ورودی شبستان، ۱_۵ فرادی خوانی، ۱_۶دفتر مسجد و اتاق روحانی، ۱_۷ سرویسهای بهداشتی، ۱_۸ محل زندگی خادم، ۱_۹ انبار و آبدارخانه، ۱_۱۰ کتابخانه، ۱_۱۱ فضای ارتباطی، ۱_۱۲سردر ورودی و کفشداری، ۱_۱۳ اتاق بسیج، ۱_۱۴محل پیش ورودی سالنهای چند منظوره، ۱_۱۵ محل نگهداری کودکان، ۱_۱۶فضای ارتباطی و تجاری ارتباط فضاهای اصلی با فضاهای جانبی و الحاقی مسجد: مجموعه دسترسیهای مساجد متشکل از فضاهای رابطی است که هر یک واجد کیفیات خاص و عملکرد ویژهای میباشد. در مسجد با توجه به ماهیت چند عملکردی فضاهای ارتباطی، این موضوع توجه مضاعفی را در طراحی طلب میکند.
الزامات اجتناب از تداخل مسیر بانوان و آقایان. رعایت سلسله مراتب دسترسی به فضای شبستان. اجتناب از ایجاد پله های نامناسب و امکان بهره مندی سالمندان، جانباران و معلولین جسمی حرکتی و حسی از مسجد با پیش بینی تمهیدات لازم. رعایت تعداد، ظرفیت، ابعاد و استانداردهای دسترسیهای عمومی، پله، آسانسور، بالابر و رامپ. تأمین نور و تهویه طبیعی برای مسیرهای دسترسی به شبستان اصلی. اولویت دسترسی به فضای شبستان در سازماندهی مسیرهای ارتباطی درون بنا. توصیه ها طراحی دسترسی ها به نحوی باشد که باعث تسهیل کنترل جمعیت مسجد گردد.
پرهیز از پیچیده نمودن مسیرهای ارتباطی تأمین دید مناسب به فضای باز جهت بالا بردن کیفیت دسترسی های مسجد. توجه به ماهیت چند عملکردی مسیرهای دسترسی درون مسجد. ارتباط شبستان، صحن و سایر فضاهای قابل استفاده بصورتی طراحی شود که در مواقع خاص برگزاری نماز جماعت اتصال صفوف نمازگزاران ممکن باشد. سلسله مراتب فضاهای مساجد : جلوخان، هشتی ورودی، صحن، پیش ورودی به شبستان، ایوان، فرادی خوانی، رواق، کفشداری و شبستان. سیمای مسجد: در شهرهای تاریخی سرزمین های اسلامی مسجد به عنوان بنای شاخص در کنار سایر ابنیه عمومی جایگاه تثبیت شدهای داشته و عناصر آن مثل گنبد، سردر و منارهها به عنوان نشانههای شهری شناخته شده مطرح بوده است. تشخیص و هویت نمادین بناء به عنوان ساختمان عمومی و یا قداست، ایجاب میکند بنحوی از بافت مسکونی یا تجاری اطراف متمایز باشد. الزامات طراحی بنای مسجد به عنوان نماد و نشانه شهری بگونه ای باشد که برای یافتن آن نیاز به تابلوهای راهنما نباشد. رعایت هماهنگی و توجه به نورپردازی داخلی و بیرونی .
رعایت هندسه و ابعاد متناسب با فضای مسجد. توصیه ها در طراحی عناصر شاخص تناسب و جنس مصالح و ماندگاری پوشش¬های آن رعایت گردد. (ترجیحاً استفاده از مصالح محلی و بومی) استفاده از نمادهای مهم و اصیل مساجد به شرح ذیل : قوس اسلامی ایرانی _ گنبد _ سردر شاخص _ ایوان _ صحن گلدسته _ محراب _ رواق _ جلوخان(به تناسب موقعیت و طبقه بندی مسجد)_ مأذنه هشتی. حال به سادگی با درک و شناخت الزامات طراحی فضاهای مذهبی میتوان فضایی مطلوب با حفظ تمامی ویژگیهای آن خلق کرد. مسجدالنبی طاق بستان یکی از پروژه های مذهبی طراحی شده توسط مهندسین مشاور زما است. اطلاعات کامل پروژه را از اینجا بخوانید.
طراحی فضاهای درمانی یکی از پیچیده ترین پروژه های طراحی در زمینه ی معماری است. اما با درک درست از کلیات و بررسی صحیح و در عین حال همه جانبه به مراکز درمانی میتوانیم بیابیم که به راستی هدف شکل گیری فضاهای درمانی چیست؟ چه کسانی به طور روزانه و یا دورهای در آنجا فعالیت میکنند و چه میزان بازه زمانی را در طول روز در آن فضا می گذرانند؟برطرف کردن چه نیازهایی الویت پیدا میکند؟ و چرا طراحی داخلی آن اهمیت بالایی بر خوردار است؟
به طور کلی برای طراحی یک مرکز درمانی توجه به نوع تخصص و درمان میتواند کمک شایانی به طرح فکری و فضا سازی معمار داشته باشد.
هدف
شکلگیری فضاهای درمانی، گردهمایی پزشکان متخصص در رشتههای متعدد، که
هدفشان درمان مراجعه کننده و ارائه خدمات مطلوب است. مزیت این مراکز برای
بیماران، کوتاه بودن زمان انتظار و امکان تشخیص و درمان بهتر، بدون مراجعه
به پزشک دیگر است.
به طور کلی فضا درمانی فضایست که درمانگر با تجربه و علم و دانش خویش به درمان مراجعه کننده میپردازد.
پزشک
متخصص به طور کلی تمام زمان خود را در این فضا میگذراند، اما با توجه به
نوع تخصص، مراجعه کنندگان گاه به صورت دورهای و گاه غیر دورهای و تنها با
یکبار مراجعه تجربهای از فضا به دست می آورند.
برای طراحی کاربردی
یک فضا توجه به افراد استفاده کننده از فضا، نیازها، خواستهها، و حتی
حالات احساسی و روانی که در آن فضا تجربه خواهند کرد از اهمیت بالایی
برخوردار است.
طراحی فضاهای خلاقانه با قابلیت دسترسی سریع و آسان
برای افراد کم توان و ناتوان جسمی و همچنین سادگی نوع دیاگرام و ارتباطات
عملکردی برای قسمت ورودی با توجه به نوع تخصص.
حال با شناخت آیتم های موجود در فضا می توان به طور دقیق تری به نیاز ها پاسخ داد. فضاهایی از قبیل
اتاق انتظار: یک سالن انتظار با مساحتمناسب(محل معاینه بیماران باید از محل انتظار کاملا جدا باشد).
اتاق
های کار پزشکان: یک اتاق معاینه با فضای مناسب، نور کافی، پنجره با توری
سالم بوده و روشویی همراه صابون مایع و دستمال کاغذی در این اتاق یا مجاورت
آن موجود باشد.
فضاهای پشتیبانی: سرویس بهداشتی با شرایط مطلوب بهداشتی
منشی، نوبت دهی و صندوق : ارتباط راحت و مناسب بین مراجعه کنندگان با یکدیگر و کارکنان
پاسخ درست و مطلوب و همچنین عملکردی به این فضاها باعث شکل گیری فضایی معمارانه میشود.
در پروژه ۷۷ متر مربع، طراحی شده توسط مهندسین مشاور معماری زما اینگونه بیان شده است که “درد” یک موضوع پیچیده است که شدت یا ضعف آن به
طور مستقیم، به احساس انسان و راهی که او بتواند محیط را حس کند، مرتبط
میشود. با در نظر گرفتن قلمرو معماری هر نوع درد که یک نفر از آن رنج می
برد، با تاثیر طراحی فضا بر روی استفاده کننده، از طریق حس شنوایی، دیداری و
سیگنال های تولید شده لامسه، میتواند تقلیل یابد و یا حتی به تعویق
بیفتد.
این مسئله به طرز ماهرانه ای تاکیدی شگرفت بر تعامل حالات روحی انسان با فضا دارد.
به همین دلیل طراحی داخلی فضاهای درمانی از اهمیت ویژهای برخوردار میشود.
رویکرد
طراحی فضا داخلی مراکز درمانی در واقع هنر بهتر زیستن در فضای محدود است
که بتواند در عین بر طرف کردن همه جنبههای عملکردی فضا در ایجاد حس آرامش و
امنیت مراجعه کننده مطلوب باشد .
این تعامل را به صورت معماری میتوانیم از طراحی سطوح، استفاده از رنگ، نور پردازی، نوع متریال و … به دست آوریم.
استفاده
درست از رنگ در فضاهای درمانی اهمیت فراوانی پیدا کرده است. رنگ اولین
عنصری است که به محض ورود فرد به فضای بسته، تاثیرش را بر چشم باقی خواهد
گذاشت. به کمک رنگ میتوان بسیاری از عیوب معماری را پوشاند. در صورت
استفاده صحیح از رنگ، محیط گرم تر و صمیمی تر جلوه مینماید.
رعایت
اصول عملکرد از اولویت خاصی در طراحی نور برخوردار است و مقدار، توزیع و
رنگ نور بستگی به ضرورت ها دارد. نور پردازی مناسب باعث جلوه دادن به فضا،
اشیا و سطوح می گردد. نیازهای بصری برحسب فعالیت های مختلف متفاوت می
باشند. به طور مثال برای انجام کارهای دقیق مانند جراحی در مطب، نور زیادی
مورد نیاز است، اما در سالن انتظار که بیشتر بیماران مشغول تماشای تلویزیون
هستند، نور کمتری مورد نیاز است. اولویت بخشی به عنصر نور باعث می گردد تا
کیفیت، بافت و رنگ اشیا به خوبی نمایش داده شود.
روانشناسان و
محققان بر این باورند، که یکی از روش هایی که میتوان با به کارگیری آن
باعث ایجاد حس آرامش و مثبتی در فضا شد، استفاده از عناصر طبیعی مانند چوب
میباشد. اصولا چوب ها به رنگ کرم و قهوه ای هستند و باعث القای حال و هوای
گرم و صمیمی در فضا می شوند. یکی از دلایل استفاده از چوب در محیط، ایجاد
حس حضور در طبیعت در افراد میباشد. همه این آیتم ها تاثیر پذیری بسیاری از
خواستههای کارفرما و نوع تخصص پزشک را دارد.
نحوه سازماندهی فضاهای اداری با توجه به نقش های تعریف شده در هر شرکت
اعم از (ساختار، دفتر، پذیرش ارباب رجوع و فنآوری به کار رفته در دفتر)
تأثیر به سزایی در خلق حس فضایی آن دارد. از سوی دیگر، تأکید بر رابطه
انسان ها و نحوه ارتباط آنها در سازمان دهی امور بیش از هر چیز از اهمیت
بسزایی برخوردار است. طرح خوب میتواند میزان بازدهی و رضایت از کار را
افزایش و وقفه های ایجاد شده در روند کار به حداقل برسد.
پیشرفت های
حاصله در زمینهی ذخیره، بایگانی، اشتراکگذاری و گردآوری اطلاعات
ارتباطات، سخنرانی ها و گردهمایی ها تغییرات عمدهای در فضای دفتر های
کار ایجاد کرده است. افزایش میزان تنشهای جسمی و روحی باعث توجه بیشتر به
محیط های کاری شده است نیاز به فضای کافی، آزادی عمل برای چیدمان مبلمان،
تهویه و نورپردازی مناسب از جمله تمهیدات طراحی اداری به شمار می آید. حدود
۶۵ درصد زمان کاری روزانه، در محیط های کاری محدود و حدود ۱۰ درصد آن در
محیط های گسترده سپری می شود.
ساختمان های اداری مدرن، در مجموع به سه دسته تقسیم میشوند:
پلان بسته، پلان آزاد و پلان آزاد اصلاح شده
نچه باعث تمایز این سه دسته از یکدیگر میشود عبارتست از :
میزان انعطاف پذیری لازم در طراحی
میزان حریم خصوصی بصری و صوتی مورد نیاز
هزینه های اولیه و چرخهی زندگی
پلان بسته
در
ساختمانهای اداری پلان بسته، دیوارها و تیغه های جداکننده، تمام ارتفاع
اتاق را میپوشانند و فضا را به دفتر های جداگانه با درهای مجزا تقسیم
میکنند. دفتر های شخصی معمولاً در کنار دیوارهای پنجره دار قرار میگیرد.
امور اداری نیز، در ایستگاه های کاری اطراف راهرو یا در اتاق های مشترک
انجام میشود.
امتیازات
کنترل محیط توسط هر فرد، امنیت، ایجاد حریم بصری، تفکیک فیزیکی، دید به بیرون، امکان استفاده از مبلمان سنتی یا مدرن.
معایب
بازده
کمتر نسبت به دفتر های پلان آزاد، انعطاف پذیری کم به ویژه در پاسخ به
تغییرات ایجاد شده در زمینه ی فنآوری اداری، هزینهی بالای تغییر مکان،
محدود بودن ارتباط اشخاص و گروه ها با یکدیگر، نیاز به سیستم های مکانیکی
گسترده تر.
پلان آزاد
در ساختمان های پلان
آزاد، ایستگاه های کاری در یک فضا قرار میگیرند و هیچ دیوار یا دری تا
ارتفاع سقف نیست. امکانات اداری نیز، در اتاق هایی با دیوار هایی از کف تا
سقف و درهای مجزا قرار میگیرد.
امتیازات
استفاده از فضا با بازده بیشتر، انعطاف زیاد در طراحی، آسان بودن ارتباطات.
معایب
هزینه های اولیه ی بالا، عدم وجود حریم بصری، نداشتن دید به بیرون، پایین بودن قدرت کنترل محیط.
پلان آزاد اصلاح شده
در
دفتر های پلان آزاد اصلاح شده، عناصری از هر دو حالت با یکدیگر ترکیب
میشوند. این کار با قرار دادن ایستگاه های کاری در محل های مشخص و استفاده
از مبلمان اداری انجام میشود و سایر مبلمان دفترهای خصوصی و امکانات
اداری در اتاق های محصور قرار میگیرد.
محاسبات تقسیمات فضا
محاسبات زیربناهای لازم
فضای لازم برای دفتر ها در دو قسمت محاسبه می شود.
فضای
لازم برای اشخاص (فضای استانده ی لازم برای هر شخص * تعداد افراد) + فضای
لازم برای نیازهای جنبی + ضریبی (معمولاً ۱۵ درصد) برای ارتباطات اصلی.
فضای
لازم برای موارد دیگر غیر از فضای لازم برای افراد ( یعنی اتاق ماشین
آلات، کتابخانه ها و فضاهای مشابه آنها که در آن اندازه ی وسایل و تجهیزات
مهمتر از تعداد کارمندان در تخمین فضای لازم است) باید بر اساس تخمین از
روی نمونه های خوب یا قابل قیاس + ضریب اضافی برای مسیرهای ارتباطات اصلی
محاسبه شود.
اعداد مربوط به میانگین زیر بنای لازم برای هر ایستگاه کاری و کارمندان یک سازمان و بدون احتساب مدریت به شرح زیر است :
۳۰ درصد ۳.۶۰ – ۴.۶۰ متر مربع
۵۵ درصد ۷ – ۹ متر مربع
۷۵ درصد ۹ – ۱۵ متر مربع
فضاهای
لازم برای هر کارمند، به عواملی چون نوع کار، استفاده از تجهیزات و
دستگاه های مربوطه، میزان خلوت لازم، میزان مراجعین از بیرون و نیاز به
انبار و نگهداری بستگی دارد.
میانگین زیربنای لازم برای هر ایستگاه
کاری تا سال ۱۹۸۵، بین ۸-۱۰ مترمربع بوده که در آینده به ۱۲-۱۵ مترمربع
خواهد رسید. حداقل زیربنای لازم برای ایستگاه های کاری دفترها : دفتر های
مجزا حداقل ۸-۱۰ مترمربع (بسته به پیمون شبکه) و دفترهای پلان آزاد حداقل
۱۲-۱۵ مترمربع.
مقدمه:
دیاگرامهای معماری به طرق مختلف و با اهداف متفاوتی از سوی پژوهشگران
معماری و معماران تعریف و از دیدگاهها و نقطه نظرات مختلف بررسی شدهاند.
برخی سیر تاریخی آنها را مورد بررسی قرار داده و ریشه دیاگرامهای امروزی
را در گذشته جستجو کرده اند. برخی دیگر طبقه بندی هایی را برای دیاگرام
هایی که تا کنون مورد استفاده واقع شده، تعریف کرده اند. در برخی تعاریف و
طبقه بندی ها، انواع دیاگرام هایی که امروزه می توانند به کار روند، و پیش
بینی می شود در آینده بکار روند بررسی شده اند.
آیزنمن در مقاله ” An
Original Scene Of Writing” دیاگرامها را متشکل از آیکون هایی معرفی می
کند که همواره در طول تاریخ معماری، مسیر معرفی طراحی را روشن و شفاف
کردهاند. همینطور او پیدایش اولین دیاگرام معماری را توسط رودولف ویتکورز
در سال ۱۹۴۵ و برای توضیح Palladian Villas (ویلاهای سبک پالادیان، طراحی
شده توسط پالادیو) معرفی میکند. در مورد مبحث دیاگرامهای معماری، او
درباره کاربرد دیاگرامهای حبابی و عملکردی در هاروارد و باوهاس و کاربرد
Parti در آکادمی فرانسه صحبت می کند.
تصویر یک، دیاگرام ترسیمی توسط ویتکورز برای توضیح تناسبات فیبوناچی در یکی از ویلاهای Palladian
تعریف آیزنمن از دیاگرام یک تند نویسی یا مختصر نویسی گرافیکی
است و برخلاف نظر غالب راجع به دیاگرامها، آنها را لزوما آبستره
نمیشناسد. او دیاگرامها را ابزاری با دو کارکرد معرفی میکند. ۱ – ابزار
تحلیلی و توصیفی ۲- ابزار مولد و تولید کننده
افراد دیگری از نقطه
نظرات متفاوتی به دیاگرامهای معماری پرداختهاند؛ پاتریک شوماخر(از گروه
زاها حدید) که به تحلیل دقیق دیاگرامهای پارامتریک میپردازد، در تعریف
خود از دیاگرام اینگونه میگوید: «یک نوع ارائه که بوسیله سطوح بالایی از
منتزع سازی، نشان پردازی می شود. این ارائه روی وجوه خاصی از یک کل واحد
ارائه شده، تمرکز دارد.»
در کتاب Conceptual diagrams, Activity
Diagrams, Program Diagrams مطابق نامگذاری خود کتاب، طبقهبندی از
دیاگرامهای معماری وجود دارد که بر این اساس است: دیاگرامهای مفهومی،
دیاگرامهای برنامه ریزی. در این کتاب، دیاگرامها به کلید واژههایی چون،
ترجمان تجریدی یا واحدهای دیجیتال تعریف شدهاند.
این نوشتار با
ارائه ادبیات خاصی که در ادامه گفته میشود، در پی بررسی گونه ای از
دیاگرام هاست که امروزه و نوع ارتقاء یافته آن در آینده مورد استفاده
معماران قرار گیرد. گونهی مورد بحث، دیاگرامهای شکل یافته از ترکیب خطوط،
احجام، علائم گرافیکی و واژگان است. البته ادبیات و مبانی نظری نشانه
شناسی آن قابلیت تعمیم و کاربرد در دیاگرام های مختلف را داراست. منظور از
تیپ و گونه دیاگرام های خاص که قابلیت استفاده از آن ها در حال حاضر و
آینده وجود دارد، دیاگرام هایی است که از لحاظ گرافیک نسبت به گذشته،
تغییرات زیادی را در پیش گرفته اند و به دلیل کاربرد علائم مختلف در آن ها
برای مخاطب قابل فهم تر از انواع دیگر هستند. این نوشتار قصد دارد با تحلیل
نشانه شناختی دیاگرام های معماری و بررسی اثر نشانه شناختی هر کدام از
اجزاء، به اصول مهم در طراحی نشانهای دیاگرام ها اشاره کند.
دیاگرامهای خوانا، نشانههایی نظام یافته:
هر
مفهومی برای خارج شدن از زبان کنونی اش و بیان در یک نوع زبان دیگر، مثلا
زبان نوشتاری به زبان برنامه نویسی یا زبان گفتاری به زبان تصویری، نیاز به
رمزگان خاص خود دارد که دادهها را از طریق آن رمزگان به زبان جدید و از
زبان جدید به ذهن مخاطب منتقل کند. دیاگرام های معماری متشکل از نشانه هایی
هستند که مفاهیم مختلف در قالب آن ها و از طریق رمزگان بصری به زبان بصری
تبدیل شده اند. این نشانه ها اگرچه می توانند در دیاگرامهایی در بخش
مفاهیم(کانسپت)، عملکرد(کاربردی)، برنامهریزی، ایدهها و تفکیک فضایی و
پروسه طراحی به کار روند، ولی در واقع رمزگانی فنی هستند، حتی آنهایی که
قصد رساندن مفاهیم حسی و هنری کار را دارند. چرا که باز هم قصد انتقال
پیامهایی را دارند که بازهی طیف تاویلهای مخاطبان اندک و محدود به پیام
خاص مورد نظر طراح است. این گونه این نشانهها، نشانههای بشدت تصریحی
هستند و بیش تر به علائم خاص شباهت دارند تا نشانه های تلویحی که برداشت
مخاطبان بسیار متنوع است.
تصویر
دو، دیاگرامهای سمت چپ و سمت راست هر دو به ۵ اصل معروف لوکوربوزیه اشاره
میکنند.
گرافیکهای گویا به همراه نوشتهها با روال دلالتی مشخص آن (رنگها و
خطوط)، نشانههای خوانا و دیاگرام با صراحت بیان بیشتری پدید آورده است.
دیاگرامهای معماری چه در حین طراحی و برای رساندن مفاهیم به
گروه همکار طراحی یا کارفرما، چه پس از طراحی برای بیان اجزای مختلف طرح و
به گونه تجزیه ترسیم میشوند، یک زبان تصویری انتقال سریع مفاهیم هستند.
دیاگرامها در یک تعریف کلی، طرح ترسیمی و گرافیکی برای نشان دادن رابطه ی
اجزای یک کل واحد و توضیح چگونگی کارکردن هر چیزی است. واژگان برای توضیح
کارکرد و رابطه اجزای یک کل واحد کافی نیستند، به این دلیل که در بسیاری
مواقع نیاز به جانمایی فضایی اجزای آن کل واحد و تصور موقعیت هر کدام از
لحاظ مکانی است. برای مثال جانمایی قطعات یک ماشین در کنار هم و رابطه شان
با هم که بوسیله خطوط و علائم نشان داده می شود. این موضوع در زمینههای
دیگر نیز صدق میکند. در معماری که زمینهای است که تصور فضایی روابط
بخشهای مختلف در آن و بازنمایی گرافیکیشان اهمیت دارد، بطور ویژهای
متمایز میگردد.
طرحها و ترسیمات در دیاگرامها برای بیان یک موضوع
بخصوص از یک واقعیت موجود یا در حال بوجود آمدن هستند، این طرح ها و
ترسیمات برای این بیان ساده و انتزاعی می شوند. آن ها همچنین برای توضیح
یکی از ویژگیهای آن واقعیت هستند. چرا که اگر قرار بر توضیح و توصیف خود و
کل آن واقعیت باشد، مواجهه و دیدن خود آن لازم میآمد. یا اینکه اصلا هنوز
آن(شی، اثر هنری، ساختمان و…) بوجود نیامده یا طراحی نشده است که بتوان
مرجع دریافت اطلاعات باشد. همه نشانهها به این صورت هستند.
زبان(الفبا
و واژگان)، نشانههایی هستند که به چیزی جز خودشان اشاره میکنند و دلالت
دارند. نشانه زبان شناختی، از انتزاعی ترین و ذهنی ترین نوع نشانه
هاست.دیاگرامهای معماری نیز ترکیب و مجموعه نشانههای مختلفی هستند. طبق
تعریف دانیل چندلر در کتاب مبانینشانهشناسی، هر چیزی که به عنوان دلالت
گر، ارجاعدهنده یا اشارهگر به چیزی غیر از خودش تلقی شود میتواند نشانه
باشد. در دیاگرام های معماری با ترکیبی از اشکال، خطوط، علامت ها، هاشور
ها، رنگ هایی روبرو هستیم که همه دلالت بر واقعیتی جز خودشان داردند. چرا
که با دلالت بر آن واقعیتها، برای ایجاد گفتگوی بصری آمدهاند. این واقعیت
ها مفهوم، رابطهی اجزاء، کارکرد و شکل و فرم معماری میتواند باشد.
دو
دلیل اینکه واژگان برای توضیحات و توصیفاتی که قصد انتقال آنها به مخاطب
وجود دارد، کفایت نمی کنند گفته شده؛ انتزاعی بودن کلمات و عدم تصویر فضایی
که دیاگرام ها ارائه می دهند.
سوسور، از بنیانگذاران نشانه شناسی می
گوید نشانه زبانشناختی حاصل ارتباط دو بخش است. تصویر صوتی یا جوهرمادی آن
که دال است. مفهوم که بر آن دلالت دارد. ( مدلول )
در مدل سوسور دال و مدلول در زبان به این گونه است.
در این مثال مشهود است که برای اشاره به هر درختی در زبان واژهی درخت
بکار می رود. ولی تنها در تصویر یا واقعیت آن است که نوع درخت ، بزرگی و
کوچکی تناسبات، شکل، اجزاء،گونه و رنگ آن دریافت میشود.
یک واژه به
عنوان ذهنیترین نوع نشانه، برای اشاره به یک کلیت جامع و یکپارچه بسیار
مناسب است ولی برای بیان کیفیتهای بیشتر از آن تکواژه واژگان دیگر بایستی
اضافه شود. کلمه ” خانه ” سریع ترین راه برای انتقال جایی است که خانواده
در آن زندگی می کند. ولی اگر بخواهیم به خانه ای چوبی در اقلیم مرطوب زیر
باران اشاره کنیم یکی از این دو انتخاب را داریم:
که انتخاب تصویری به چند جهت برای توصیف سریع تر و گویاتر این
مکان مناسب تر است. ابتدا از این جهت که نشانه ها در انتخاب تصویری،
نشانههایی هستند قرارداد آنها در جامعهی بزرگتری ایجاد شده است. ( در
ادامه درباره قرارداد در نشانههای نمادین توضیحات بیشتری ارائه خواهد شد. )
از
سوی دیگر، این تصویر صرفا قراردادهای انتزاعی مانند واژگان در هر زبانی
نیست و شامل برخی نشانه های شماتیک است که از لحاظ فرمی یادآور مفهوم مورد
نظر است.
در دسته بندی که چارلز پیرس درباره انواع نشانه ( یا وجوه
مختلف رابطه دال و مدلول در نشانهها) ارائه میدهد. میتوان تفاوت نشانه
شماتیک و نمادین را متوجه شد.
نماد / وجه نمادین: در این وجه،
دال شباهتی به مدلول ندارد. اما بر اساس یک قرارداد اختیاری به آن مرتبط
شده است. بنابراین رابطه میان دال و مدلول باید آموخته شود : مثل زبان به
طور کلی ( زبان های خاص حروف الفبا، علائم نقطه گذاری، کلمات، عبارات و
جملات ) اعداد، چراغ راهنمایی و پرچم ها.
شمایل / وجه شمایلی: در این وجه مدلول بخاطر شباهت به دال یا به این علت که تقلیدی از آن است، دریافت می شود. ( تشخیص مدلول با نگاه کردن، گوش دادن، لمس کردن، چشیدن یا بوییدن چیزی شبیه آن انجام می شود. )
نمایه/
وجه نمایهای: در این وجه دال اختیاری نیست، بلکه بهطور مستقیم(فیزیکی
یاعلی) به مدلول مرتبط است. این ارتباط میتواند مشاهده یا استنتاج شود.
مثل( نشانههای طبیعی: دود، رعد، جای پا، انعکاس صدا، طعمها و بوهای
غیرمصنوع) علائم بیماریها و وسایل اندازهگیری (بادنما، ساعت، الکلسنج)
در
دیاگرامهای معماری کاربرد نشانههای نمادین شامل انواع فلشها، خط چینها
و هاشورهایی که با قراردادهای مختلفی تعریف شدهاند، میشود. نشانههای
شمایلی در دیاگرامهای معماری میتوانند شکل متریال (مثلا بافت چوب)
یا
فرم خلاصهشده ی یک نوع معماری خاص و… باشند. یک نشانهی نمایهای در
دیاگرام معماری میتواند یک پرسوناژ با لباس و شکل خاصی باشد که به خاطر
شکل لباسش کاربری محیط در دیاگرام تشخیص داده شود، این حالت که یک مفهومِ
اصلی بوسیلهی وجود یک نشانهی غیرمستقیم یا به اصطلاح استنتاجی است، یک
نشانهی نمایهای میباشد.
در دیاگرام های معماری و بطور کلی
دیاگرام ها، طراح اطلاعات انتخابی، مثلا اطلاعات مهم یا لازم مورد نظرش را
در قالب نشانه های گرافیکی ارائه می دهد.
وجه برتری نشانه های تصویری برای انتقال مفاهیم نسبت به استفاده
صرف واژگان گفته شد ولی لازم به یادآوری است ترکیب نشانه ها با هم و
افزودنشان در یک ترکیب متناسب مفاهیم و مقاصد را به طور سریع تر و دقیق تری
انتقال می دهد. در کتاب نشانه شناسی هنر، محمد ضیمران به نقل از سوسور می
گوید : ” بکارگیری نشانه ها یا واژه ها برای انتقال مفاهیم و مقصود به
مخاطب کافی نیست. بلکه گروهی از واژه ها کنار هم قرار گرفته، معنایی را
القا میکند. تک تک واژهها مصداق اولیه نشانه محسوب میشوند. آنچه میان
واژه ها یا نشانهها ربط منطقی برقرار میکند، نظام حاکم بر زبان حاکم است.
“
این توضیحات که در بالا گفته شد برای تعریف مفهوم همسازگی و
همنشینی نشانه ها بیان شده بودند. همسازگی یا همنشینی به این نکته
میپردازد که نشانهها در هر ترکیبی به دلیل توالی و پیاپی خود،
مناسبتهایی را ایجاد میکنند.
یک دیاگرام معماری خوانا و قابل فهم
زمانی شکل میگیرد که همسازگی یا همنشینی نشانههای بکار رفته در آن متشکل
از توالی متنوعی از انواع نشانهها از تیپهای مختلف ( نماد، شمایل، نمایه
) باشد. به دلیل اینکه ذهن برای برقراری ارتباط متکی به شناسایی تنها یک
نوع دلالت خاص ( مثلا دلالت قراردادی ) نبوده و خوانش آن یکنواختی را به
همراه نخواهد داشت. برای مثال دیاگرامهایی که از ترکیب نشانههای نمادین
مثل ↑ و نشانههای شمایلی ( مثل بافت ها و متریالی مشابه واقعی آن ) و
نشانه های نمایه ای به این صورت انتقال مفاهیم از طریق چند نشانه و چند
درگاه دلالتی صورت می گیرد و باررساندن تمام مفاهیم به دوش یک نشانه در
دیاگرام نیست.
تصویر چهار، دیاگرامهای با همنشینی انواع نشانهها میتوانند جذبکنند، قابل فهم و خوانا باشند.
در این دیاگرامها، نشانه های مختلف ( واژه ) ( نمایه ) ( شمایل )
( نماد ) به یاری هم آمده و با همنشینی متنوع و متناسبشان مفهوم را به
موجزترین ارائه برسانند. درباره ایجاز در ارائه باید گفت، هر چه از
اختصارات قراردادی ( مانند نمادها که پیش از این ذکر شد.) استفاده شود،
مفاهیم با سرعت بیشتری انتقال مییابند. و هر چه این قراردادها، جامعه
بزرگتری را در برگیرند در ایجاز دیاگرام موثر است. به این دلیل که اگرچه
نشانهها دارای مفاهیم بسیاری در پشت ظاهرانتزاعی خود هستند، ولی به همین
میزان، شناخته شدگیشان و از پیش تعریفشدگی شان برای مخاطب و فهم او مهم
است. برای مثال استفاده از نشانه → در دیاگرام به دلیل اینکه قراردادهای
عام و جهانی هستند، برای افراد بیش تری قابل فهم است و مفهوم جهت و سمت و
سو را میرساند. ولی رنگ سبز با کاربرد نشانهای خاص آن در برخی مناطق به
عنوان رنگ اماکن مقدس و مذهبی برای افراد کمتری و قطعا برای رساندن مفهوم
کاربری مذهبی بخشی در دیاگرام کفایت نکرده و نیاز به نشانههای دیگری مانند
شمایل یک بنای مقدس یا واژگان برای راهنمای دیاگرام است.
در این
مورد مثلا کاربرد رنگ سبز برای دلالت بر پوشش گیاهی در یک دیاگرام میتواند
قابلیت فهم بهتری داشته باشد. بدلیل اینکه بکاربردن رنگ سبز برای اشاره به
پوشش گیاهی در دیاگرام به دلیل شباهت رنگی به رنگ بیشتر گیاهان است، این
نشانه شمایلی محسوب میشود. ولی جدا از این تفاوتِ نوع دلالت نشانه، این
نشانه، مفهوم را سریعتر انتقال میدهد.
در طراحی و ترسیم
دیاگرامها، طراح مختار است هر گونه خط و نقشی که به ذهنش میرسد ترسیم کند
ولی چنانچه طراح قصد بهتر فهمیده شدن و سریعتر فهمیده شدن دیاگرام را
دارد، بایستی آن را به نشانه های متشکل از نشانههای ریشهای و شناخته شده
بنماید. این موضوع را با قیاس واژگان بهتر میتوان فهمید. هرگاه نویسندهای
در جایی از نوشتهی خود نیاز به استفاده از واژگان جدید داشته باشد، دو
انتخاب پیش روی خود دارد؛ یکی استفاده از هم معنی آن واژه در زبانهای
دیگر(روی آوردن به قراردادهای دیگر) و دیگری اینکه ساختن واژه ای با
استفاده از ترکیب های پسوندی و پیشوندی به لغت ریشهای که همهشان بطور
جداگانه برای مخاطب قابل فهم هستند.
درحالت اول نیاز به یادگیری
مفهوم واژه در زبان ِ دیگر است یا به عبارتی باید قرارداد نشانه درک شود به
این معنی که زبان ِ نشانه(واژه) شناسایی و معنایش یافته شود. در حالت دوم
به دلیل نزدیکی نشانهی جدید (واژه) به نشانههای شناختهشدهی پیشین
(واژگان معمول) این ارتباط ذهنی ناخودآگاه صورت گرفته و نشانه قابل فهم
میشود.
تصویر
پنج، دیاگرامهایی که در چند بخش ارائه میشوند، برای ارتباط میان خود به
روالهای دلالتی نظاممند نیاز دارند، در این دیاگرام چند مرحلهای زاویهی
ترسیم سه بعدی، رنگها و علائم در هر سه بخش تکرار شده و به هم مربوط
میباشند.
در دیاگرامهای چند بخشی یا متشکل از چند مرحله برای توضیح چند
مرحله ای طرح یا ایدئوگرامهایی که شکلگیری طرح نهایی را نشان میدهد یا
دیاگرامهایی که در یک طرح چند موضوع مختلف را بررسی میکنند، توجه به
روالهای دلالتی بسیار مهم است. روال دلالتی، رویه و راهبرد اشاره به مفهوم
است. ژرژ مونن درباره این تعریف میگوید : ” ما وقتی با روالهای دلالتی
نظاممند روبرو هستیم که پیام به نشانههای پایدار و دائمی تجزیه شود. ” او
علائم رانندگی را از این نوع میداند. علائمی که دارای تابلوهای چارگوش،
مثلثی و گرد است. ولی پوستر تبلیغاتی را با اشکال مختلف استفاده شده در آن
دارای یک روال دلالتی بی نظام میداند.
روال های دلالتی نظاممند کمک
می کنند که همه نشانههای مربوط به یک مجموعه ، تعلق خود را به آن مجموعه
نشان دهند. روال دلالتی چند مجموعه نشانه میتواند شامل رنگ خاص و تکرار
شونده و مشترک در همه بخش های دیاگرامهای چندبخشی باشد. همینطور میتواند
شکل و فرمت خاص در نظر گیری طرح معماری باشد. مثلا یک دید خاص ( ایزومتریک
یا پلان) یک روال دلالتی نظام مند برای ارائه دیاگرام میشود.در برخی
دیاگرامهایی که در بخش های مختلف آن، تیپ و رنگهای مختلفی برای ارائه
انتخاب شده است، روال دلالتی بی نظام و به سختی میتوان ارتباط نشانههای
هر بخش با بخشهای دیگر را درک کرد.
تصویر
شش و هفت، دیاگرامهایی که در چند بخش ارائه میشوند، برای ارتباط میان
خود به روالهای دلالتی نظاممند نیاز دارند، در این دیاگرام چند مرحلهای
زاویهی ترسیم سه بعدی، رنگها و علائم در هر پنج قسمتشان، تکرار شده و به
هم مربوط میباشند.
نتیجه:
همانطور که در متن آمدهاست، نکات با اهمیت در
دیاگرامهای معماری از دیدگاه نشانهشناسی، استفاده از اجزاء مختلف و متنوع
نشانهها، همسازگی یا همنشینی نشانهها و روالهای دلالتی نظاممند در
آنهاست؛
-در تصویر سه و چهار دو قیاس انجام شد که ننشان داد،
نشانههای تصویری صرف میتوانند اثر کندتر و مبهمتری در انتقال مفاهیم
داشته باشند. به نسبت دیاگرامهای تصویر چهار که ترکیب نشانههای تصویری و
نوشتاری و… که استفاده از اجزای متنوع(البته در حداقل نیاز هر یک) در عین
حال دارای نظاک یکسان و داشتن انسجام، مفاهیم را بهتر و سریعتر منتقل
میکنند. البته همانطور که اشاره شد از نوشتار بایستی محدود به واژههای
قراردادی معماری و با تعریف مشخص و بسیار موجز باشند، به طوری که خوانش
نشانههای تصویری را برای خواننده جذاب و متنوع نماید.
– در مورد
نظامهای دلالتی نیز گفته شد، نحوهی بیان دیاگرامهای چندبخشی و
چندمرحلهای که یک قالب یا رنگ و شکل یکسان یا زاویهی ترسیم
یکسان(ایزومتریک، پلان، نما و…) یک روال دلالتی خاص برای دیاگرامها
محسوب میشوند که داشتن یک روال دلالتی نظاممند میتواند خواننده را
متمرکز بر موضوع اصلی مورد اشاره در دیاگرام نموده و نه درگیر خوانش کلیت و
یافتن موقعیت تصویر و فهم یک کل، که بعنوان زمینه شناخته میشود. در این
مورد دو تصاویر پنج و شش و هفت توضیح داده شدند.
منابع:
چندلر، دانیل (۱۳۹۴)، مبانی نشانهشناسی، ترجمه مهدی پارسا، انتشارات پژوهشکده و فرهنگ وهنر اسلامی، تهران
ضیمران، محمد (۱۳۸۳)، درآمدی بر نشانهشناسی، نشرقصه، تهران
گیرو، پییر، نشانهشناسی(۱۳۸۰)، نشانهشناسی، ترجمه محمد نبوی، انشارات آگه، تهران
Garcia, Mark, The Diagrams of Architecture, WILEY, London, ۲۰۱۰
Damdi publishing co., Program Diagrams, DAMDI and DESIGNERS, Seoul, Korea, ۲۰۱۱
معرفی سایت پروژه مجموعه استادیوم های تنیس ایران مال
شناخت استاندارد ها و بررسی طراحی معمارانه ی زمین تنیس
در
این قسمت به تحلیل و بررسی یک نمونه طراحی شده زمین تنیس می پردازیم و
تمام زوایای معماری آن، چه عملکردی و چه زیبا شناختی را مورد بررسی قرار
میدهیم که با مهارت کامل در مهندسین مشاور معماری زما طراحی شده است. ابتدا
با شناخت کامل از استاندارد ها و اصول طراحی زمین تنیس به درک مطلوبی از
معماری خواهیم رسید که تحلیل پروژه را کاربردی تر درک کنیم.
مطالعات اولیه ساخت زمینهای تنیس
اهمیت
زمینهای تنیس طی ادوار گذشته تابه حال دلیلی بر ازدیاد وتنوع سطوح زمین
گردیده است. در انتخاب زمین تنیس بر اینکه چگونه بازیکنان در آن حرکت
میکنند و سرعت بازخورد توپ چگونه است باید توجه نمود. قبل از انتخاب
تجیزات لازم اولین نکته انتخاب نوع سطح زمین است، که بازیکن چگونه خود را
با آن زمین وفق دهد.
همچنین محدودیتهای ایجاد شده برای انواع آب و
هوا، فصول و نگهداری و تعمیرات مورد نیاز برای زمین های تنیس باعث شناخت و
انتخاب بهتر زمین ها شد.
ابعاد استاندارد زمین تنیس
اندازه خطکشی های زمین برای مسابقات تکنفره و دبل در شکل زیر به نمایش در آمده است.
انواع زمین
تنیس
بطور کلی بر روی چهار نوع زمین متفاوت انجام میشود. زمینهای خاک رس و
هارد کورت و چمن و زمینهای سر پوشیده بنام کارپت، بر همین اساس در یک سال
مدت برگزاری مسابقات به چهار فصل تقسیم میشود که طولانی ترین آن خاک رس و
کوتاه ترین هم زمین چمن هستند. در بین گرند اسلم ها هم دو گرند اسلم
استرالیا و آمریکا از هاردکورت و فرانسه و ویمبلدون بترتیب از خاک رس و چمن
استفاده میکنند.
شیب بندی
به منظور داشتن
یک زمین ایده آل ترجبحاً می بایست شیب زمین تنیس در یک جهت و به صورت عرضی و
در جهت مسیر زهکشی طراحی گردد.اقلیم منطقه نیز اعم از آب و ﻫﻮا، ارتفاع،
باد، دما نیز تاثر بسزایی در طراحی معماری میگذارد.
امکانات و ملزومات
فضای
مناسب، برای هر نوع ورزشی، یک امر حیاتی است، امکانات (facilities) نقش
حیاتی در رشد و شکوفایی ورزش بازی می کنند، با انتخاب امکانات مناسب،
مخاطبان حتی از نظاره کردن ورزش لذت می برند و انتخاب اشتباه امکانات منجر
به تاثیرات منفی بر مخاطب و نگرش ها خواهد شد.
نورپردازی
هدف
از سیستم روشنایی در زمین تنیس، تامین دید بازیکنان و تماشاچیان و حصول
اطمینان از تسلط کافی ایشان بر روند بازی میباشد.توپ، صرف نظر از مکان و
یا سرعتش، همواره بایستی به وضوح قابل دیدن باشد. دید خوب نیاز به وجود
کنتراست کافی بین اشیا و پس زمینه، سطح روشنایی و توزیعهمگون و یکنواخت نور
در سرتاسر زمین بازی میباشد.
طراحی زمین تنیس در فضای باز (Outdoor Court)
در زمین تنیس های فضای باز، به علت عدم تکیه بر پوشش سقف دو نکته ی اساسی را باید به دقت در نظر گرفت :
جانمایی جغرافیایی
دو اصل حاکم بر جانمایی جغرافیایی زمین تنیس وجود دارد:
موقعیت خورشید.
اثرات سایه بر روی سطح زمین.
فنس سیمی دور زمین
هدف از نصب فنس، رسیدن به دو هدف اصلی است:
– جلوگیری از خروج توپ از منطقه بازی.
– تامین امنیت.
فنس پشت زمین (backstop)
ارتفاع
فنس پشت بستگی به آنچه که در پشت آن است. حداقل ارتفاع حصار وابسته به محل
زمین بازی و مشکلات و خطرات مرتبط با خارج شدن توپ از محدوده زمین است.
ارتفاع حداقل به طور معمول ۳.۰ متر باشد، اگر چه شرایط خاصی ممکن است نیاز
به ارتفاعی بالاتروجود داشته باشد، برای مثال، اگر زمین بازی نزدیک به یک
جاده و یا منطقه مسکونی باشد.
فنس کناری (Sidestop)
sidestop باید به همان ارتفاع backstop باشد، با حداقل ۶/۰ متر از فاصله
از backstop ، با ۹/۰ متر که توصیه می شود. که در آن یک sidestop
استفاده می شود، محلی که sidestop قرار است استفاده شود نباید کمتر از ۰.۹
متر در ارتفاع باشد.
ورودی
به تعداد کافی
ورودی باید نصب شود تا ورود و خروج از هر دو سمت زمین ممکن باشد و بازیابی
توپ به سادگی انجام پذیرد. همچنین باید دسترسی برای بازیکنان با صندلی
چرخدار و هر گونه تجهیزات تعمیر و نگهداری آسان باشد.
حال با شناخت به تمامی جنبه های معماری زمین تنیس به بررسی پروژه میپردازیم.
معرفی سایت پروژه زمین تنیس ایران مال
پروژه
احداث زمین های تنیس ایران مال در فضایی به وسعت تقریبی ۳۷۰۰ متر مربع و
ابعاد حدودی ۳۸ *۵/۹۶ متر تعریف گردیده است. این مجموعه در طبقه R۵ قرار
دارد که از شمال با قسمت North connector ، از شرق با مجموعه منحصر به فرد
باغ ایرانی و از غرب با قسمت Carshow همجوار می باشد.
این مجموعه دارای الزاماتی طبق نظر پیشنهادی کارفرما بوده که ذیلاً به برخی از موارد آن اشاره می گردد:
۱-احداث زمین تمرین تنیس مطابق با استانداردهای بین المللی به تعداد ۲ عدد
۲-احداث استادیوم تنیس با حداقل جایگاه ۱۰۱۲ نفری (طبق کانسپت اولیه مشاور) با قابلیت برگزاری تورنمنت های بین المللی
۳-احداث سالن ورزشی اسکواش به تعداد حداکثر ۴ عدد در مجاورت مجموعه تنیس
۴-جانمایی امکانات اداری-رفاهی از جمله لابی، اتاق مدیریت، سرویس بهداشتی، رختکن و ….
۵-جانمایی امکانات تفریحی از جمله بوفه، فود کورت، کافه تریا و ….
۶-جانمایی امکانات تجاری از جمله فروشگاه های تخصصی تنیس
۷-هماهنگی مصالح و متریال های مورد استفاده در پروژه با کانسپت اصلی طرح که توسط شرکت NORR کانادا ارائه گردیده است
۸-غیر انتزاعی بودن سازه و پوسته استادیوم با فضای اطراف و الهام گرفتن از شکل فضایی سازه های پیرامونی
۹-با
توجه به تغییر طرح اصلی پروژه از زمین تمرینی بسکتبال و سالن های مربوطه
به استادیوم تنیس و اماکن تجاری و تفریحی آن و تغییر باربری سازه، سبک سازی
طرح از الزامات بدیهی پروژه می باشد.
محدودیت های طرح
پیرو
بررسی های بعمل آمده نقشه های تایید شده نهایی سایت در قسمت بام و برداشت
های اولیه کارشناسان این شرکت از محل پروژه و مطابقت وضعیت موجود با نقشه
های یاد شده محدودیت ها و معارض ذیل عنوان میگردد:
۱-سازه فلزی اجرا
شده در ضلع شرق استادیوم حد فاصل محورهای ۲۸ الی ۳۱ به عرض حدودی ۱۳ متر
جهت تاسیسات الکتریکال و تهویه باغ ایرانی تعبیه شده است، که این فضا با
توجه به کاربری آن در صورت عدم بکارگیری تمهیدات لازم در خصوص عایق کاری
صوتی مناسب منجر به ایجاد آلودگی صوتی شده و از کارایی استادیوم احداثی طبق
ضوابط و آیین نامه بین الملل به شدت می کاهد.
۲-علاوه
بر آن ارتفاع سازه یاد شده بگونه ای می باشد که سایه اندازی آن در طول روز
بر روی استادیوم و زمین های تنیس مجاور باعث ایجاد اختلالات بصری برای
بازیکن های در حال ورزش خواهد گردید و از کیفیت و کمیت استاندارد های پروژه
طبق ضوابط فدراسیون جهانی خواهد کاست.
۳-را
پله و آسانسور های تعبیه شده در حد جنوب شرقی و شمال شرقی استادیوم به
شماره های ۶ و۷ که جهت دسترسی عمومی می باشد، در محلی واقع شده که با حریم
اختصاص یافته به فضای استادیوم تداخل دارد و در هنگام برگزاری تورنمنت و
مسابقات کاربری استادیوم را تحت شعاع قرار می دهد که می بایستی تمهیدات
خاصی در این زمینه از طرف کارفرما صورت پذیرد.
۴-با توجه به قرار
گرفتن پوسته خارجی قسمت Carshow در حد غربی پروژه حد فاصل محورهای ۲۰ الی
۲۴ محدودیت هایی در خصوص طراحی جایگاه ها و سکو های استادیوم در این ضلع
ایجاد نموده که از آن جمله می توان به تداخل حریم عبور و مرور در مرز مشترک
این دو سازه و محدودیت اجرای ارتفاع سکو ها به جهت بر هم نزدن کانسپت طرح
را، در آن قسمت برشمرد.
۵-جانمایی ۲ عدد باکس سازه ای مربوط به تخلیه
گازهای آلاینده و دود ناشی از حریق احتمالی (Smoke extract) در حد شمالی
سایت و در ضلع جنوب north connector ، که نزدیکی آن به زمین های تنیس می
تواند در مواقعی که به کار گرفته می شود احتمال ایجاد آلودگی صوتی و تنفسی
نموده و در ادامه فعالیت ورزشکاران را متوقف نماید که در رابطه به نظر
میرسد می بایستی تمهیداتی با مشاور طرح در زمینه تاسیسات مکانیکال صورت
پذیرد.
۶-عبور
درزهای انقطاع سازه (expansion joint) از محل زمین های تنیس و استادیوم
(یک مورد طولی و دو مورد عرضی) باعث می گردد تا نتوان به راحتی لایه های
مربوط به زمین های تنیس را مطابق با استاندار ها اجرا نمود که در این مورد
نیاز به مطالعات خاص سازه ای و لرزه ای در خصوص انتقال حرکت های جانبی و
عمودی سازه های ذکر شده به خارج از محدوده زمین می باشد.
۷-اجرای
سازه فلزی مرتفع در ضلع غربی سایت و در فاصله تقریبی ۷۰ متری مجموعه و
مشرف بودن آن، اختلالاتی در حریم خصوصی فضای زمین ها و استادیوم ایجاد
خواهد نمود.
۸-با توجه به اینکه استادیوم و اماکن مربوطه در روی بام
اجرا می شود و با توجه به تغییر طرح اولیه، در طراحی سازه مذکور لحاظ نمودن
محدودیت هایی به لحاظ سبک سازی، بارگذاری، قرار گرفتن محل ستون ها، اجرای
فونداسیون و ….. بدیهی می باشد و این امر سیاست کلی را تداعی می نماید که
در طراحی و ساخت پروژه تا حد امکان از مصالح سبک استفاده گردد.
ایده طرح
ایده شکل گیری پروژه، جدا شدن و بلند شدن پوسته های تکرار شوندهی سایت در اثر نیروها و انرژی های برآمده از وجود استادیوم است؛
که در نتیجه ی آن بدنه و کالبد استادیوم از چرخش و کنارهم قرارگیری پوسته ها، به عنوان عامل سازمان دهنده طرح، شکل میگیرد.
پوسته هایی که وجه رویی آن، سرامیکی و در هماهنگی با کانسپت پروژه تهران مال و وجه زیرین از چوب ترمو میباشد.
با
برخاستن پوسته ها از زمین، وجه چوبی آنها نمایان شده و سطوح و جداره های
پروژه را شکل می دهند، رمپ های دسترسی، ورودی های اصلی و فرعی و بدنه
جایگاه ها از امتداد پوسته های سایت به وجود آمده اند به طوری که جمعیت را
به دنبال خود می کشند و آن را هدایت می کنند.
بدین
ترتیب پروژه ای برخاسته از بستر طرح و در عین حال با حس فضایی منحصر بفرد و
در خور یک استادیوم تنیس شکل می گیرد که خاطره خود را در ذهن مخاطب خود
باقی خواهد گذاشت.
طرح پیشنهادی فوق با توجه به مباحث مطرح شده در
بند ۶-۱ و نیز الزامات پیشنهادی کارفرما محترم و با توجه به پیاده نمودن
استاندارد های فدراسیون جهانی تنیس دارای ویژگی هایی به شرح ذیل می باشد:
مجموعه فوق با نظر به محدودیت های ابعادی دارای یک زمین تنیس اصلی و دو زمین تمرینی می باشد
با
توجه به کانسپت اولیه مشاور طرح مبنی بر احداث استادیوم با گنجایش حداقلی
۱۰۱۲ نفر، طرح ارائه شده دارای ظرفیتی معادل حداقل ۱۵۶۰می باشد که قابلیت
برگزاری مسابقات معتبر بین المللی از جمله davis cup و futures را دارا
خواهد بود.
مجموعه فوق دارای ۲ عدد سالن مجهز اسکواش در مجاورت استادیوم تنیس می باشد
کلیه
امکانات اداری-رفاهی تا حد امکان مطابق با استاندارد های جهانی برای
مجموعه فوق در نظر گرفته شده است که از آن جمله می توان به :
اتاق مدیریت به متراژ ۳۲ متر مربع
رختکن به متراژ ۶۴ متر مربع
اتاق سرداور به متراژ ۴۰ متر مربع
اتاق داوران خط به متراژ ۴۰ متر مربع
اتاق کنفرانس به متراژ ۴۰ متر مربع
اتاق security به متراژ ۲۰ متر مربع
اتاق خبرنگاران به متراژ ۱۸ متر مربع
اتاق فوریت های پزشکی به متراژ ۳۲ متر مربع
اتاق انتظامات به متراژ ۲۰ متر مربع
لابی مجموعا به متراژ ۳۵۰ مترمربع
سرویس بهداشتی مجموعا به متراژ ۲۲۵ مترمربع
انبار به متراژ ۲۲ مترمربع
با
توجه به واقع شدن مجموعه فوق در پروژه ایی تفریحی-گردشگری سعی بر آن شده
که در طرح فوق امکانات و تجهیزات در خور شان مراجعه کنندگان مجموعه طراحی و
پیشبینی گردد که بر همین مبنا فود کورت و رستوران و کافه تریا VIP جمعاً
به متراژ ۲۱۰ متر مربع در اطراف استادیوم تنیس جانمایی شده است
نظر
به تخصصی بودن ورزش تنیس و اسکواش، مجموعه ی تجاری ارائه کننده ملزومات
ورزشی مربوط به تنیس و اسکواش به متراژ حدودی ۱۰۰ متر مربع جانمایی و طراحی
گردیده است
مشخصه بارز کانسپت اصلی طرح مربوط به شرکت NORR کانادا
استفاده از متریال سرامیک کرم رنگ و پوسته خارجی نما می باشد. بنابراین در
طرح پیشنهادی سعی بر آن شده که پوسته فضایی استادیوم و به طور کل مجموعه
تنیس تلفیقی از مجموعه متریال های سرامیک و چوب باشد که این امر علاوه بر
منطبق بودن با طرح و ایده اصلی زیبایی بصری خاصی نیز به مجموعه فوق خواهد
بخشید که به تفصیل در بالا به آن اشاره شده است
با
نگاهی به سایت فوق و با در نظر گرفتن وجود سازه های فضایی منحصر به فرد
باغ ایرانی و Carshow ، در طرح پیشنهادی سعی بر آن شده که تا حد امکان
پوسته خارجی و سازه فضایی استادیوم تنیس قرابت قابل توجهی با سازه ی فوق
الذکر داشته باشد
با توجه به تغییر طرح اولیه از مجموعه زمین های
بسکتبال به مجموعه استادیوم و اسکواش و نیز قرار گرفتن آنها در فوقانی ترین
قسمت سازه، در طراحی استفاده از متریال های سبک طبق آخرین فناوری های نوین
ساختمانی به جهت سبک سازی هر بیشتر در دستور کار قرار دارد.
همچنین
با توجه به محدودیت های موجود در امر اجرا و طراحی که به تفصیل در بخش ۶-۲
به آن پرداخته شد، در طرح پیشنهادی فوق تا حد امکان سعی بر پوشش و مرتفع
نمودن آنها شده است که مواردی از آنها به شرح ذیل عنوان می گردد:
وجود
سازه فلزی مربوط به تاسیسات الکتریکال و تهویه باغ ایرانی و همجواری آن با
استادیوم تنیس و نیز ارتفاع حدودی ۵/۱۰ متری آن که منجر به بروز سایه در
زمین در اکثر ساعات روز می شود که این امر مغایر با ضوابط و مقررات تنیس
جهانی می باشد به همین دلیل معماری اولیه طرح مبنی بر طراحی سکو ها و
جایگاه ای استادیوم به صورت متقارن و با شیب یکسان در هر چهار طرف ( شمال،
جنوب، شرق و غرب) تغییر پیدا کرد و تعداد ۵ ردیف از سکو های ضلع غربی کاسته
و به ضلع شرقی اضافه شد که این امر علاوه بر تامین ارتفاع مورد نیاز منجر
به همتراز شدن فوقانی ترین قسمت جایگاه با سقف سازه جانبی گردید، به همین
دلیل معضل ایجاد سازه بر روی زمین مرتفع می گردد
همچنین
جهت اطمینان از عدم مزاحمت نورهای اضافی و غیر یکنواخت بر روی زمین تنیس
پوسته ای فضایی که نقش سایه بان را ایفا می کند طبق ضوابط یاد شده در فصل
سوم (ضوابط طراحی استادیوم) ، طراحی گردید که کاملاً منطبق با ایده اولیه
شکل گیری طرح فوق ( بند ۶-۳) می باشد
با
دقت به شکل زیر، در طراحی اولیه سعی بر ایجاد مجموعه ای که در هنگام
مسابقات و تمرین حافظ حریم مربوط به فضای اختصاص یافته به تنیس بشود، شده
است. به همین منظور به دلیل وجود ۲ دستگاه باکس راه پله به شماره ای ۶ و ۷
در محدوده جنوب شرقی و شمال شرقی سایت و همچنین اختصاص آن به فضای عمومی
مال، تصمیم بر آن شد تا مسیر رفت و آمد و کریدور ها به داخل استادیوم و
دیاگرام های دسترسی به نوعی جداسازی شود. به همین منظور با استفاده از
پوسته های جدا شده از زمین و گردش آن در اطراف مجموعه مسیر های دسترسی به
پروژه طراحی و ارائه شده است
به
دلیل نزدیکی سازه Carshow و وجود حریم حدودی ۴ متری برای گردش بازدید
کنندگان در اطراف آن، و با نظر به محدودیت در عرض سایت موجود، در طراحی
صورت گرفته طبق شکل زیر سعی بر مرتفع نمودن تداخل مرز مشترک ۲ سازه احداثی
فوق الذکر گردید.